معشوقه بودن بلد نیستم

معشوقه بودن بلد نیستم
بلد نیستم بگویم عزیزم
با همه می‌خندم؛ همه را می‌خندانم

به تو که می‌رسم
دست و پایم را گم می‌کنم
زبانم می‌میرد؛ تمامم می‌میرد
فقط قلبم می‌تپد
آن هم که حرف زدن بلد نیست !
دیدگاه ها (۱)

بعضی ها تکرار نمی شوند پس کسی را که دوست داری همیشه کنار خود...

حرفی بزنکه مثل توپ در زندگی ام صدا کندمثلا بگو دوستت دارم...

تمام دردهای یک زنباعشق درمان میشود

من ز فکر تو به خود نیز نمی پردازم

«نوشتم که غمی نیست، اما قلمم از دروغ گفت خسته شدم. سخت میگذر...

خطاب به خودم:یاد بگیرم که#فروتنی، نشانه‌ی ضعف نیست؛نشانه‌ی ب...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت یـازدهـم عاشق همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط