به هوش بودم از اول

به هوش بودم از اول

که دل به کس نَسِپارم

شَمایلِ تو بدیدم

نه صبر ماند و نه هوشم..
دیدگاه ها (۱)

ای روی خوشت دین و دل منای بوی خوشت پیغامبر منمن خشک لبم من چ...

کاشکی محکوم اغوشت شوم شاید که توباورت گردد که من زندانی چشم ...

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببینم...

نگاه او به من کفایت میکرد ؛برای سرمستی وصف ناپذیرم اگر چشمای...

📸💕همیشهدوستت خواهم داشت:گفته بودم؛فراموشی زمان می‌خواهد . . ...

ندارم بی تو صبر طاقت و هوش ندانم کی شوم با تو هم آغوش سر خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط