گفته بودم نشوم عاشق تو باز شدم

گفته بودم نشوم عاشق تو باز شدم
بشکستم قسم و عاشق آن ناز شدم

عهد کردم که به این غائله پایان بدهم
باز در دفتر تو جمله ی آغاز شدم

چو به سر پنجه یتو تار دل آمد هیجان
به نوایی ز تو و کوک لبت ساز شدم
دیدگاه ها (۲)

.دوست داشتنتگناه باشد یا که اشتباهگناه میکنم تو را بارها به ...

غزل! بدون دو چشم شما؟خدا نکندخدا مرا ز نگاه شما جدا نکندچه ز...

‌ ‌✍ ‏باز این دل دیوانه , عاشق شده دزدانه ... می نالد و می ...

دردیست دردلم که دوایش نگاه توست درداکه دردهست ودوا نیست،بگذر...

{جزایری به رنگ خلیج فارس..}

رمان بغلی من پارت۱۴۱و۱۴۲و۱۴۳و۱۴۴ارغوان: یهو ارسلان دستشو به ...

1:Amityville Horror House خانه ترسناک امیتویل من وخانواده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط