Black bird
Black bird
.
.
p1
(مرگ همیشه پایان درد نیست گاهی شروع بد بختیه کسیست)
1ژوئن2020>
قبرستون پر شده بود از صدایه گریه ها زجه زدن ها کل فامیل چرا؟؟مگه چکار کرده بود؟؟ شاید الان بی صدا نشسته بودم ولی کل دیشب از شدت گریه نتونسته ام بخوابم دیشب بدترین شب زندگیم بود وقتی خبر مرگ پسر عموی بزرگم رو برامون اوردن همه شکه بودundefinednbsp; اون همین دیروز برگشته بود کره و این برایه همه درد ناک بود <br>
غرق در خیالاتم بودم که عمه ام جولی دستم رو گرفت <br>
<br>
عمه جولی: عزیزم تسلیت میگم میدونم برای تو از همه سخت تره نامزدت رو از دست دادیundefinedquot;بغضundefinedquot; <br>
<br>
متقابل دستش رو گرفتم انقدر بی حوصله بودم که توان حرف زدن هم نداشتم <br>
<br>
انائل: خیلی ممنون عمه جان <br>
<br>
صدام انقدر اروم بود که شک میکنم عمه اصلا شنیده باشه <br>
<br>
عمه: عزیزم مطمئنی حالت خوبه رنگ به رخ نداری بیا اینجا یکم بشین<br>
<br>
حالا که فکر شو میکنم توان راه رفت هم ندارم سر گیجه خیلی بدی داشتم و هر لحظه بدتر میشد تا جایی که صدا ها دیگه دارم دورم میچرخن و
بنگ
اخرین
اخرین چیزی که شنیدم صدای جیغ عمه بود
17اپریل2025
پایان تراژدی بود نه؟؟
undefinednbsp;شاید براتون سوال بشه که یدفعه چیشد؟؟ خب جوابش دسته منه انائل هارمِن دختر دورگه undefinedquot;کره ای امریکایundefinedquot;undefinednbsp; خانواده هارمن. متاسفانه بعد اتفاق پنج سال پیش که دیدینundefinednbsp; کلی مراسم تشیح جنازه دیگه هم داشتیم که
undefinednbsp;همشون با من مرتبط بودن انگار یجوری بدشانسی تمام بود برام و به همین دلیل چند وقت بازداشت بودم ولی خب چه میشه کردundefinednbsp; انگار تقدیر من تنهایهundefinednbsp; انقدر تو خانواده بهم گفتن نحس که انگار خودم هم باورم شده که نحس ام
بیخیال کی به حرف چهار تا ادم خرافاتی اهمیت میده ولی از اینم نگذریم که با حرفاشون چطوری شب خود خوری میکنم
تنها امیدم پدرمه که کمکم کرد یمدت از اون فضا مزخرف دور بشم
الان هم که دارم داستان زندگیمو براتون میگم تو محل کارم بعنیundefinednbsp; کتاب خونه درحال چرت زدنم بریم ببینیم زندگی دیگه میخواد کدوم روش رو این دفعهundefinednbsp;undefinednbsp; بهم نشون بده
17اپریل2025
ساعت16:30 کتاب خونه سانگ دو <br>
....: دختره نکبتتتundefinednbsp; گرفتیی خواب
17اپریل2025<br>
ساعت16:30 کتاب خونه سانگ دو <br>
....: دختره نکبتتتundefinednbsp; گرفتیی خوابیدی بلندشوودیگه
انائل: اجوماااا...undefinednbsp; بزار یکم دیگه بخوابمundefinednbsp; فقط یکمundefinedquot;خواب الودundefinedquot;<br>
خانوم کیم: پاشو پاشوو یه مشتری خاص داریم پاشوو
انائل: چه مشتری خاصی اخه مشتری های خاص که نمیان کتاب فروشی بزار بخوابیمم
حتی به خودم زحمت باز کردن چشمام رو ندادمundefinednbsp; تا اینکه صدا غربیه ای اومد
غریبه::مشتری های خاص همه جا هستن خانوم کوچولو
جان چقدر صداش بهشتیه با تصور اینکه این یه خپابه چشمام رو باز کردم واووو
غربیه:: حالا که بیدار شدین میشه راهنماییم کنید undefinedquot;کمی بمundefi
________
امیدوارم خوشتون بیاد
این پارت بیشتر شبیه معرفیه تا پارت اول
.
.
p1
(مرگ همیشه پایان درد نیست گاهی شروع بد بختیه کسیست)
1ژوئن2020>
قبرستون پر شده بود از صدایه گریه ها زجه زدن ها کل فامیل چرا؟؟مگه چکار کرده بود؟؟ شاید الان بی صدا نشسته بودم ولی کل دیشب از شدت گریه نتونسته ام بخوابم دیشب بدترین شب زندگیم بود وقتی خبر مرگ پسر عموی بزرگم رو برامون اوردن همه شکه بودundefinednbsp; اون همین دیروز برگشته بود کره و این برایه همه درد ناک بود <br>
غرق در خیالاتم بودم که عمه ام جولی دستم رو گرفت <br>
<br>
عمه جولی: عزیزم تسلیت میگم میدونم برای تو از همه سخت تره نامزدت رو از دست دادیundefinedquot;بغضundefinedquot; <br>
<br>
متقابل دستش رو گرفتم انقدر بی حوصله بودم که توان حرف زدن هم نداشتم <br>
<br>
انائل: خیلی ممنون عمه جان <br>
<br>
صدام انقدر اروم بود که شک میکنم عمه اصلا شنیده باشه <br>
<br>
عمه: عزیزم مطمئنی حالت خوبه رنگ به رخ نداری بیا اینجا یکم بشین<br>
<br>
حالا که فکر شو میکنم توان راه رفت هم ندارم سر گیجه خیلی بدی داشتم و هر لحظه بدتر میشد تا جایی که صدا ها دیگه دارم دورم میچرخن و
بنگ
اخرین
اخرین چیزی که شنیدم صدای جیغ عمه بود
17اپریل2025
پایان تراژدی بود نه؟؟
undefinednbsp;شاید براتون سوال بشه که یدفعه چیشد؟؟ خب جوابش دسته منه انائل هارمِن دختر دورگه undefinedquot;کره ای امریکایundefinedquot;undefinednbsp; خانواده هارمن. متاسفانه بعد اتفاق پنج سال پیش که دیدینundefinednbsp; کلی مراسم تشیح جنازه دیگه هم داشتیم که
undefinednbsp;همشون با من مرتبط بودن انگار یجوری بدشانسی تمام بود برام و به همین دلیل چند وقت بازداشت بودم ولی خب چه میشه کردundefinednbsp; انگار تقدیر من تنهایهundefinednbsp; انقدر تو خانواده بهم گفتن نحس که انگار خودم هم باورم شده که نحس ام
بیخیال کی به حرف چهار تا ادم خرافاتی اهمیت میده ولی از اینم نگذریم که با حرفاشون چطوری شب خود خوری میکنم
تنها امیدم پدرمه که کمکم کرد یمدت از اون فضا مزخرف دور بشم
الان هم که دارم داستان زندگیمو براتون میگم تو محل کارم بعنیundefinednbsp; کتاب خونه درحال چرت زدنم بریم ببینیم زندگی دیگه میخواد کدوم روش رو این دفعهundefinednbsp;undefinednbsp; بهم نشون بده
17اپریل2025
ساعت16:30 کتاب خونه سانگ دو <br>
....: دختره نکبتتتundefinednbsp; گرفتیی خواب
17اپریل2025<br>
ساعت16:30 کتاب خونه سانگ دو <br>
....: دختره نکبتتتundefinednbsp; گرفتیی خوابیدی بلندشوودیگه
انائل: اجوماااا...undefinednbsp; بزار یکم دیگه بخوابمundefinednbsp; فقط یکمundefinedquot;خواب الودundefinedquot;<br>
خانوم کیم: پاشو پاشوو یه مشتری خاص داریم پاشوو
انائل: چه مشتری خاصی اخه مشتری های خاص که نمیان کتاب فروشی بزار بخوابیمم
حتی به خودم زحمت باز کردن چشمام رو ندادمundefinednbsp; تا اینکه صدا غربیه ای اومد
غریبه::مشتری های خاص همه جا هستن خانوم کوچولو
جان چقدر صداش بهشتیه با تصور اینکه این یه خپابه چشمام رو باز کردم واووو
غربیه:: حالا که بیدار شدین میشه راهنماییم کنید undefinedquot;کمی بمundefi
________
امیدوارم خوشتون بیاد
این پارت بیشتر شبیه معرفیه تا پارت اول
- ۴.۹k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط