گمشده در فضا

گمشده در فضا
p8

ماری: ما آماده ی پرواز شدیم و صدای فضایی ها رو که دنبال ما گشته و مارو پیدا کرده بودن می شنیدم انها میگفتند قربان چی دستور میدید به سفینه شلیک کنیم؟ وقتی می خواستن دکمه هارو بزنن و شلیک کنن ما پرواز کردیم و در آن لحظات من صدای شلیک رو شنیدم آره حدسم درست بود اونا مارو هدف قرار داده و سفینه رو زده بودن نیمی از سفینه دچار آتیش سوزی شده بود و ما نمی تونستیم زیاد با اون پرواز کنیم و باید هرچه زودتر روی اولین سیاره ای که در مسیر ما قرار می گرفت فرود بیایم.
ادامه دارد...
ببخشید اگه کم بود از پارت های بعد سعی میکنم بیشتر بزارم شرط رو توی پست قبلی گذاشتم حمایت یادتون نره 💜♥🤍
دیدگاه ها (۳)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۵

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:①سالِ 1976در آستانه‌یِ ورشکسته‌گی بودیم ، هر...

🖤 پارت ششم | انبار متروکهلانا پشت در اتاق ایستاده بود و نفسش...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

زیبای کوچک فریبکار

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

My Arirang Part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط