قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانه

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانه
بعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم گرفتی خودت صبحانه درست کنی.

و این بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ات بود.

تو: «خب، کی می‌تونه کمکم کنه؟»

نامجون: «من!»

همه با هم: «نههههههههه!»

نامجون با قیافه‌ای ناراحت دستش رو روی قلبش گذاشت.

نامجون: «من فقط یه بار آشپزخونه رو آتیش زدم!»

سوگا: «دفعه‌ی قبل هم همینو گفتی. هنوز آثار اون تخم‌مرغ روی سقفه.»

تو: «باشه، نامجون جان، تو فقط بشین و به زندگی فکر کن.»

تقسیم وظایف کردی: جین مسئول غذا، جی‌هوپ مسئول چیدن میز، جیمین مسئول نوشیدنی‌ها، تهیونگ مسئول موسیقی، جونگ‌کوک مسئول بریدن میوه‌ها و سوگا هم...
تو: «سوگا، تو مسئول چی هستی؟»

سوگا: «حمایت روحی.»

تو: «یعنی هیچ کاری نمی‌کنی؟»

سوگا: «بالاخره یکی باید از دور مراقب باشه.»

چند دقیقه بعد برگشتی و دیدی جین با افتخار یه املت جلوت گذاشته.

جین: «شاهکار سرآشپز جهانی!»

تو: «چرا املتت بنفشه؟»

جین: «خلاقیت!»

تو: «این خلاقیت نیست، این تهدید زیستیه!»

همون لحظه جونگ‌کوک یه تکه از املت رو خورد.

سکوت.

چند بار پلک زد.

جونگ‌کوک: «من... مزه‌ی رنگین‌کمان رو حس می‌کنم.»

جیمین: «یعنی خوبه؟»

جونگ‌کوک: «نه. یعنی دارم از این دنیا می‌رم
همه از خنده منفجر شدن. حتی سوگا که سعی می‌کرد بی‌تفاوت بمونه، صورتش رو پشت لیوان قهوه پنهون کرد.

تو هم از خنده اشکت دراومده بود و جین با قیافه‌ی مظلومش گفت:

جین: «دیگه برای شما غذا درست نمی‌کنم!»

تو: «عالیه. فردا هم مهمون داریم!»

جین یه دمپایی برداشت و دنبالت کرد.

پنج دقیقه بعد، کل خوابگاه دنبال هم می‌دویدین. 😂
دیدگاه ها (۰)

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۴: بخشی از آزمونجونگ‌کوک همین‌جوری که داش...

چند پارتی جونگ کوک

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

پارت ۷ | صبحانه‌ی دردسرسازصبح روز بعد، تهیونگ با چشم‌های نیم...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط