دستم بڪَیر

دستم بڪَیر
ڪہ‌از غم ایام خستہ‌ام

نازم بڪش
ڪہ عاشقم و دلشڪستہ‌ام
از مڹ جدا مشو
ڪہ قسم می‌خورم بہ نور

جز با دو چشم مست تو
عهدے نبستہ‌ام
دیدگاه ها (۱)

دنبال کسے باش کہ دنبال توباشداین گـونہ اگـرنیستبہ دنبــــال ...

نمیـــــــــدانمﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﺎ من چه می کندﻓﻘﻂ ﻭقتی که نگَاﻫﻢ میک...

هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که نامش ر...

آنقدر زیباییکه شاعرها به احترامتکلاه از سر بر می دارند!و روی...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط