Reza:

Reza:
نشسته بود کنارم ، شونه ‌ش تا شونه ‌م یه وجب بیشتر فاصله نداشت!! پشتمون دیوار کاهگلی بود ، روبرومون پر از گل و درخت...
داشتیم حرف میزدیم که یه پروانه نشست رو شونه چپم _همون سمت که اون نشسته بود_ همینطور که پروانه رو نگاه میکردم گفتم:
"شنیدی اگه پروانه رو شونه ت بشینه ، خیلی زود یه اتفاق قشنگ برات میافته؟"
... تا سرمو آوردم بالا

منو بوسید!!!
پروانه پرید...
دیدگاه ها (۱)

life like hellp:9چشماشو بست و چند ثانیه هیچ حرفی نزد.فکر کرد...

فیک

professor Riddle, p34

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_10ویو میراعصر شده بودتوی ...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸¹چقدر این قیافه برام آشناست..ابروهام ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط