نیلوفر و باران در تو بود

نیلوفر و باران در تو بود
خنجر و فریادی در من،
فواره و رؤیا در تو بود
تالاب و سیاهی در من،
در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم!


✍🏼#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

From Hatred to My Love

🧁 پارت بیست و سوم | آغازِ یک رؤیای مشترکیک ماه از خواستگاری ...

اسم رمان گوهر مارگارتا فصل 1از زبان لوسین لوسین : نیکولاس با...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

سلام کیوتا! میخوام ی رمان کوتاه بنویسم. فقط ی چند پارتیه ک...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط