از لذتی جان‌ گرفته‌ام که از آنِ من نیست

از لذتی جان‌ گرفته‌ام که از آنِ من نیست
به مرگی جان می‌سپارم که از آنِ من نیست

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۰)

از من بعید بود ولی عاشقت شدم‌‌..از تو بعید نیست جهان عاشقت ش...

دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبودصبر پی گم کرد چون هم‌دست...

من ماهی‌ام اما به سرم شور نهنگ استاین برکه‌ی بی‌حوصله اندازه...

اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها که عشق آ...

دل به دلدار سپردن کار هر دل دار نیست،من به تو جان می سپارم د...

چه کسی می‌داند در دلم رازی هستمی سپارم آن رابه خیال شببه تنه...

مابرای زنده ماندن،بارها مُردیم.نه آن مرگیکه خاک سهمِ آدم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط