تو نباشی غم چشمان ترم را چه کنم

تو نباشی غم چشمان ترم را چه کنم
به سر جسم تو درد کمرم را چه کنم

شب که میشد همه دلخوش به حضورت بودن
بعد تو داغ نبود قمرم را چه کنم

دیدنت حس عطش را ز لبانم میبرد
خُنَکای جگر من جگرم را چه کنم

سر تو برد مرا مسجدکوفه عباس
وسط معرکه یاد پدرم راچه کنم

تیرها دربدن زخم تو جا خوش کرده
حل هر مشکل من دردسرم راچه کنم

لشگری هلهله دارن به بی لشگریم
مانده ام هلهله ی دور و برم راچه کنم

اثرداغ برادر قد خم داشتن است
پیش زینب بروم این اثرم را چه کنم

همه آماده ی حمله به خیامم هستن
کمکم کن حرم در خطرم را چه کنم

شرم چشمان تو از اشک مشخص شده است
حال و روز تو از این مشک مشخص شده است

سپرت را سپرحرمله ها تا انداخت
حال و روز بدنت را به معما انداخت

دردسر ساز شده این خوش قد و بالا شدنت
نیزه ازهر طرف آمد به تنت جا انداخت

گرز آهن به سرت خورد و زمین افتادی
دیدم از دور تو راضربه ای ازپا انداخت

آمدم تا که ببینم سر زخمی تو را
که مرا حال تو ازفکر مداوا انداخت

آب که بود چرا لب نزدی ساقی من
شرم چشمان تو مرا بر لب دریا انداخت

چه خبربود قبل من اینجا عباس
که مرا یاد غم چادر زهرا انداخت

گرفتاری تو کرده گرفتار ترم
جرأت حتک حرم بر دل اعدا انداخت
دیدگاه ها (۱۵)

گریه برای مصائب وارده بر امام حسین علیه السلام دارای آثار فر...

آدمی زاد فقط با آب و نان و هوا نیست !که زنده است ؛ این را دا...

عقل، سرگشته و حیران معمّای حسین نرسد دست تخیّل به بلندای حس...

اهل هیات خوب می‌فهمند حال خوب را فرق بین اشک خوب و اشک نامرغ...

FLOWES

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط