تو کُجایی سُهراب؟ آب را گِل کردند... چشم ها را بستند و چه

تو کُجایی سُهراب؟ آب را گِل کردند... چشم ها را بستند و چه با دل کردند! وای!سهراب!کُجایی آخَر؟ خون به چشمانِ شقایق کردند... تو کُجایی سهراب؟ که همین نزدیکی عشق را دار زدند! همه جا سایه ی دیوار زدند... اِی سُهراب کجایی که بیبنی حالا دلِ خوش مِثقالی است! دِل خوش سیری چَند؟ صَبر کُن سُهراب...! قایقت جا دارد؟؟ منم از همهمه داغِ زمین بیزارم...
دیدگاه ها (۱)

مترسک, ﺭﺍ ﺗﻔﻨﮓ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﻣﺰﺭﻋﻪ ﺭﺍ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﻗﺪ...

آدمهای مهربان در مقابل خوبی های یک طرفه شان هرگز احساس حماقت...

عکست را که نگاه میکنم انگار  قرن هاست که میشناسمت  خیلی دلم ...

نیمه شب در مهتاب... باغ و پاییز قماری کردند،، آن یکی برسر بر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

when silence became a scream p17

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط