با تمام وجود ، غمگینم .

با تمام وجود ، غمگینم .
از جهانی کناره می‌گیرم
با تمام وجود می‌گریَم ،
با تمام وجود ، می‌میرم ...

چه بگویم که در خودم حتی؛
خنجری داشتم علیهِ خودم !
زخم‌ها از درون، اصابت کرد
از درون، بی دفاع، کشته شدم

پیِ درمان کجا بگردم من ؟
پیِ خنجر ، زمانه را گشتم
از خودم زخمی ام، بدون دلیل ؛
کلّ خاورمیانه را گشتم ...

از درونم سقوط کردم، آه ...
کسی از حالِ من خبر دارد ؟
مرده‌ام؟ زنده‌ام؟ چه خواهم کرد ؟
کسی اخبارِ بیشتر دارد ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

بی صبرانه منتظر روزیم ....که ذهنم هیچ آشنایی را یاد نیاورد.....

دلم یع مرگ میخواد....بی اونکه کسی بفهمه...دلم میخواد برم ولی...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

صحبت با سوکاسا

PART 20[ویو دوهی، خودم]دو روز از بیدار شدن جونگکوک گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط