امپراتوری سایه ات

امپراتوری سایه ات
.
گاهی با من بمان
گاهی
در تب من نسیم باش
مانند روزی
که بر تردید من
خط ماندن کشیدی
یا آن لحظه
که در نماز دلتنگی
سلام را
بر من نشاندی

گاهی با من بمان


من آن ابر بی‌قرارم
که در گهواره آفتاب تو
باران خواهم شد

یا آن خلوت پنهان
که در امپراتوری سایه ات
برهنه پای و بی دریغ
نهایت مرز های تو را
خواهم گشود

گاهی با من بمان….
در تب من نسیم باش
مانند روزی
که بر تردید من
خط ماندن کشیدی
یا آن لحظه
که در نماز دلتنگی
سلام را
بر من نشاندی

گاهی با من بمان


من آن ابر بی‌قرارم
که در گهواره آفتاب تو
باران خواهم شد

یا آن خلوت پنهان
که در امپراتوری سایه ات
برهنه پای و بی دریغ
نهایت مرز های تو را
خواهم گشود

گاهی با من بمان….
دیدگاه ها (۱)

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت پایانیکوک چند ثانی...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

پارت دو

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

❤ ️آهنگ:بهار♥ ️خواننده : داریوشبوی باران بوی سبزه بوی خاک شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط