مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشد

مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشد
همیشه کشتی عاشق به گل نشسته نباشد

در این دیار که حتی بهار داس به دست است
عجیب نیست اگردرد دسته دسته نباشد

چطور بگذرم از کوچه های دلهره آور؟
که عاشقی نشنیدم سر شکسته نباشد

اگر پسند دل دوست در شکستن دلهاست
بدا به حال دلی که از او شکسته نباشد

مژگان عباسلو
دیدگاه ها (۸)

. مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل ن...

. مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل ن...

مرا ببر به دیاری که عشق، خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق، به گِل ن...

مرا ببر به دیاری که عشق، خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق، به گِل ن...

مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل نشس...

. مرا ببر به دیاری که عشق خسته نباشدهمیشه کشتی عاشق به گِل ن...

مرا ببـر بـه دیـاری کـه عشق خسته نباشدهمیشه کشتیِ عاشق به گِ...

❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❥❥✶•• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مرا ببر به دیاری که...

لقه گردنه وامونده ت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط