یک فرصتِ طولانی از چَشمِ تو می‌خواهم

یک فرصتِ طولانی از چَشمِ تو می‌خواهم
آن روز تو خواهی گفت: می‌فهمم و همراهم
آن روز تو می‌گویی: عاشق شده‌ای، امّا
از وسوسه می‌ترسی، از بوسه‌ی ناگاهم
من دستِ تو را آن روز در دست نمی گیرم
جز با همه‌ی شرمم، شعرم، نفَسم، آهم
شب حادثه‌ای قطعی‌ست در بسترِ این دنیا
من چاره ندارم جز، همبستریِ ماهم
با تو همه‌ی دنیا یک فرصتِ کوتاه است
بگذار غزل باشد این فرصتِ کوتاهم
#افشین_یداللهی

刀ムÐノム ᄊムズム尺ԾЏム
دیدگاه ها (۲۸۲)

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️حضرت امام حسن عسکری علیه‌السّلام خطاب به...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

⁨گاهی آدم کسی را از دست نمی‌دهد؛خودش رالابه‌لای دوست‌داشتنی ...

...پنج پارتی از جیمین....

پدرم نیست ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

مرد بی رحم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط