من این قـــدر سرگرم ِ تو شده ام

من این قـــدر سرگرم ِ تو شده ام
ک ِ گآهی یادم می رود
بخوآبم
و اغلب ِ شب هآ
تا بامداد ِ روز بعد سرشآر ِ شعر های
تو می شوم . . .
ک ِ معنای تازه ی تو را لا ب ِ لای کلمات ِ
کوچکم بگنجآنم . . .
و من این قدر سرگرم تو شده ام
ک ِ جآی تو زندگی کرده ام
و خودم را جآ گذاشته ام در
زندگی ات . . .
دیدگاه ها (۲)

سه نفر بودند ؛چاقو کشیدندفـرار نکردم ..!ایـستادمبا مُشت گره ...

گریه ات گرفته تا به حال ...?!با ترانه ای که در تولدتبا آن رق...

نیست یک ساعت قرار، این جان بی آرام رایا رب! آن آرام جان بی ق...

زل میزنم به نیمکت خالی...هرچند بی‌من خوب و خوش‌حالی!برایِ تو...

آدمها'می آیند.. گاهی در زندگی ات میمانند... گاهی در خاطره ات...

کلمات، گاهی شبیه به مِه هستند؛ به جای آنکه مسیر را نشان دهند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط