. گاهی همه زندگی ات

. گاهی همه زندگی ات
در یــــــک
"تـــــــــــــــــو"
خلاصه می شود...
"تـــــــــــــــــو" در خلـــوتــم قدم می زنے و صدای پاے "تــــــــو"
مے شود ملـــــودے آرام ذهــــڹ مڹ...
هر ردے ڪه از مــــــڹ بگیرے به "تـــــو" مے رسد...
"تـــــو" مے شوے دنـــــیــــــــــــــــــــاے مڹ...
"تــــو" مے شوے نــیــــــــــــــــــــاز مڹ...
"تـــــو" مے شوے همـــــــــــــــــــــــــهء مڹ...
دیدگاه ها (۱)

موسیقی

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

«کسی که برگشت»ات هنوز وسط راهرو ایستاده بود.مدرسه ساکت بود.خ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۳۵صدای قدم‌های سنگین از انتهای را...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

«در تقویمِ دل من، امروز روزِ شکوفاییِ یک ستاره است؛ روزی که ...

گاهی باید از همه چیز فاصله بگیری ... از آدم ها ، از شلوغی، ا...

«اتاق شماره ۷»ات چراغ‌قوه رو محکم توی دستش گرفته بود.جیمین چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط