پسری دختر زیبایی را دید شیفتش شد، چند

پسری دختر زیبایی را دید شیفتش شد، چند

ساعتی باهم تو خیابون قدم میزدن که یهو یه بنز

گرون قیمت جلوی پاشون ترمز زد دختره بهپسره

گفت:خوش گذشت ولی نمیتونم همیشه پیاده راه

برم بای.

نشست تو ماشین راننده بهش گفت خانوم ببخشید من راننده ی آقا هستم لطفأ پیاده شید...!!
دیدگاه ها (۲۶)

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را...

مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی تند میشود, و گاهی عاشقان...

در مرد ها حسی هست كه اسمشو میذارن غیرت... و به همون حس در خا...

مرد که باشی باید خیلی از بی اعتمادی هارو تحمل کنی... مرد که...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۶ویو راوی نورا که ن...

fake taehyong part : 10همینجوری ک دخترا مشغول حرف زدن بودن م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط