پارت

(پارت 16)
که در باز شد و جیمین اومد تو
جونگ کوک: جیمین برای هزارمین بار میگم وقتی میخوای وارد اتاقم بشی دررررر بزن فهمیدی؟
جیمین: برو بابا وقتی شنیدم خواهر کوچولوم عاشق شده دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم
و از پشت منو بغل کرد
ا/ت: جیمینااا میشه بغلم نکنی؟
جیمین: چراااا؟
ا/ت: چون کوک گازم میگیره گفته اگه پسری بهم دست بزنه به هر طریقی تنبیهم میکنه:(((
جیمین: جونگ کوکاااا یه تار مو از این فسقلی کم شه من میدونم با تو
من داداششم و اونم خواهر کوچولومه و تو هم نمیتونی جلوی عشق مارو بگیری
و درضمن نترس کاریش ندارم عشقتو نمیخورم پس اذیتش نکن فهمیدی؟
جونگ کوک: قضیه چیه؟
خواهر کوچولو؟
داداشی؟
بگین ماهم بفهمیم
جیمین: لازم نکرده تو بدونی
رفت جلو در گوشش اروم یچی گفت ولی من شنیدم
جیمین: اگه بفهمم بخاطرت قلبش ترک خورده حالش بد شده زنده زنده میسوزونمت فهمیدی؟(در گوش کوک گفت)
ا/ت: جیمین شنیدم چی گفتی
جیمین: عالی شد پس به در گفتم که دیوار بشنوه
پاشو بریم اثر هنری جناب و پاک کنیم
ا/ت: باشه بریم
دستشو دور گردنم انداخت و باهم رفتیم پایین
بعد از بین بردن دوتا نقطه رفتیم زیر درخت و شروع کردیم به حرف زدن....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امتحان ریاضی دارم حرفشم نزنید 😐😐😐
ممنون میشم درکم کنید 😊😊😊
دیدگاه ها (۵)

راستی ایشون هانا هستش دوست ا/ت اون موقع که پارت دوازده رو سا...

(پارت 17)خیلی راحت داشتیم باهم حرف میزدیم که یهو جیمین گریش ...

(پارت 12)~ا/ت~وقتی بیدار شدم ساعت هشت بود رفتم حموم بدنم خیل...

متاسفانه پارت دوازده پاک میشه حالا دوباره امتحان میکنم

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

از زبان ا/تبرای جونگ کوک دست تکون دادم رفتم نشستم پشت میزم ه...

part12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط