#دیدارــ دوباره#

#دیدارــ دوباره#

#پارت ــ اول#

ویو ا/ت
+بارون شدیدی می بارید همینطور توی بارون قدم میزدم که زود تر به خونه برسم که یه دفعه برخورد کردم به یه نفر

ــ حالتون خوبه

+ها من آره خوبم خیلی ببخشید

ــ دفعه بعد بیشتر مواظب باشید فعلا

+عجب مرد محترمی ولی چرا یکم چهرش آشنا بود حالا ولش زود برم خونه که از سرما یخ زدم

ویو رسیدن به خونه

+جو وون مامانی اومده

&مامانی مامانی

+جان مامانی

&برام از اون شکلاتا خریدی

+آره خریدم ولی باید کم بخوری تا دندونات خراب نشن

&چشم مامانی

ویو ا/ت
راستی من خودمو معرفی نکردم من پارک ا/ت هستم ۲۵سالمه وقتی که ۱۹سالم بود ازدواج کردم موقعی که باردار بودم شوهرم یعنی جئون جونگ کوک با بهترین دوستم بهم خیانت کرد و بعد طلاق گرفتم والان باپسر ۵سالم زندگی می کنم.



ادامه دارد........
دیدگاه ها (۲)

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

Afterglow

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

چند پارتیــــــــ🖤✈️🖤ــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریــــ...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

فیک تهیونگ. دوباره تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط