ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟

ای آنکه مرا برده ای از یاد ، کجایی ؟
بیگانه شدی ، دست مریزاد ، کجایی ؟

در دام توأم ، نیست مرا راه گریزی
من عاشق این دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر سرم افتادـ ، کجایی ؟

آسودگی ام ، زندگی ام ، دار و نـدارم
در راه تو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟

اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟

دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد کجایی؟ ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝 ❣ 💝
دیدگاه ها (۱)

مڹ بلد نیستم دوستتنداشتہ باشمبلد نیستم حرف دلم را نگویم.حتے ...

🌺 🍃 🌺 🍃 🍃 🌺 ❣ .✍ 🍃 ای که اخمت به دلم ریخت، غمِ عالم راخنده...

.حس دوست داشتن که می پیچد؛در وجودمدوست دارم،آسمان رادرآغوش ب...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

عاشقانه حرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط