قحطی ِبوسه ی تب دار است و باران نیست هست 

قحطی ِبوسه ی تب دار است و باران نیست هست 
ردِ لبهایِ تو دیگر روی فنجان نیست هست ؟


عطر تو پیچیده در شهری که در آن نیستی 
باد می اید ولی موی پریشان نیست ، هست ؟


آمدم تهران که با تو زندگی را سر کنم 
بی تو دیگر شهر رویاهام تهران نیست ، هست ؟


آنچه پنهان کرده ام پشت نگاهم سالها...
از خدا پنهان ولی از تو که پنهان نیست،هست ؟


خانه یخبندان،سَرم یخ،دستهایم یخ زده 
چهار فصل زندگی درمن زمستان نیست ؟ هست


خوب دقت کن به تدریجی ترین پرواز روح 
این که دارد می رود از دست "عمران" نیست هست.
دیدگاه ها (۴)

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

عاشقانه های شبنم

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

معرفی دو کتاب

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط