زندگی ، شاید ،

زندگی ، شاید ،
شعرِ پدرم بود که خواند

چایِ مادر که مرا گرم نمود
نانِ خواهر که به ماهی ها داد

زندگی ، شاید ،
لبخندیست که دریغش کردیم !
دیدگاه ها (۲۳)

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست؛شاید آن خنده که امروز،دریغش کرد...

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پ...

زندگی همیشه در اتفاق‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود؛ گاهی تمام زیبای...

شاخه ها خشک شدو باد وزیدن سر کردباغ مان روسری زرد و سیاه در ...

نقطه ی آرامش

بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

بعضی شعرها فقط خوانده نمی‌شوند؛ آدم را با خودشان می‌برند به ...

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛انگار تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط