بعضی شعرها فقط خوانده نمی‌شوند؛ آدم را با خودشان می‌برند

بعضی شعرها فقط خوانده نمی‌شوند؛ آدم را با خودشان می‌برند به جایی میان تلخی، ویرانی، عشق و خاطره.
«مسری است نالیدم تا به تلخیِ تباهی را
که یک عمر است عادت کردم به بی‌سرپناهی را...»
حامد عسکری در این شعر، از ویرانی و بی‌پناهی می‌گوید؛ از زخمی که انگار سال‌هاست با ما زندگی می‌کند، اما در میان همین تلخی، هنوز جایی برای عشق و زیبایی باقی مانده است؛ حتی اگر در تنگ صورت یار، فقط دو بچه‌ماهی برقصند.
شاید هنر همین باشد؛
اینکه از دلِ روسیاهی و شرمساری، هنوز بتوانی شعر بیرون بکشی.
🎙️ حامد عسکری
حامد عسکری شاعر، نویسنده و ترانه‌سرای معاصر ایرانی است؛ شاعری با زبانی صمیمی و تصویرساز که در آثارش عشق، خاطره، وطن، زندگی و رنج‌های انسانی جایگاه پررنگی دارند.
دیدگاه ها (۰)

بعضی عشق‌ها شبیه زنجیرند؛نه می‌خواهی رها شوی، نه می‌توانی از...

شانه برای زلف پریشان چه فایده#شعر #حامد_عسکری ##عاشقانه

🎤 شعر کنایه‌آمیز محمد رسولی، شاعر آئینی درباره فرار ترامپ با...

0گاهی زیباترین شعرها، قبل از اینکه به گوش دیگران برسند، برای...

به مناسبت سالروز آسمانی شدن فروغ فرخزاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط