به من می گفت: “چشم های تو مرا به این روز انداخت.. این نگا

به من می گفت: “چشم های تو مرا به این روز انداخت.. این نگاهِ تو کارِ مرا به اینجا کشانده تاب و تحمل نگاه های تو را نداشتم نمی دیدی که چشم بر زمین می دوختم!؟” به او گفتم: “در چشم های من دقیق تر نگاه کن جز تو هیچ چیزی در آن نیست…” .
دیدگاه ها (۲)

توهرچقدر هم که نیرومند باشیزیر لمس نگاه مهربان منزیر نوازشی ...

دختر خلقـــــــــت عجـــیبــی اسـتــــــــ !چشــــم هــایــش...

یک روزی اگر پسر دار شدم، هنگامی که کم کم پشت لبهایش در حال س...

هیچ میدانی گاهی موجودی به زندگی ات پای میگذارد به نامِ دوستف...

به من مى گفت:چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.اين نگاهِ تو ك...

در چشم هاى مندقيق تر نگاه كن!جز تو هيچ چيزى در آن نيست .

زندگی بالا پایین داره تحمل کن این درد همیشگی نیست یه روزی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط