آنجا را ببین آنجا که ماه و ستاره و گوسفند یکجا غروب می‌ک

آنجا را ببین آنجا که ماه و ستاره و گوسفند یکجا غروب می‌کنند به اشاره‌ی دستی ، دستی دراز آویخته شده به پولکِ اتریشی با درزهایی به طرح پیاز و صدف...

آنجا که ارواح شعر را ترک می کنند برای جمع کردن پوکه‌های خالی ِِ فشنگ
همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا قلبی پیر شود و جرینگ جرینگ کند و برود...

کافی‌ست همه چیز دست به دست هم دهد یا لااقل بعضی چیزها
آنوقت قلب قوز می‌کند و هاله‌ای آویزان می‌شود به کمرش
تا در ارتفاعی بلند شعر و فانوس و دهان را یکی کند...

نگاه کن چهارشتررا که ایستاده‌اند درآسمان و پیپ می‌کشند...
نگاه کن پرندگان را در باغ پرندگان پلاکارد به دست جلوی ملت ایستاده‌اند...

ببین شکوه را در دندان‌های طلا و قلب‌هایِ بدل...
سرازیر شو تا راهرویی دراز و بخواب با زنی...
و ببین چشم‌هات که عرق کرده‌اند درآستین گوزنی...
کسی‌ست آنجا که فرومی‌رود درجزیره‌ی ریش و شیهه می‌کشد باغ زردآلو...

بچرخ و ببین دلت بین بطری‌هاست آن پشت کنار دایره‌ی فیل‌ها در جنگل پاهای باریک...
دیدگاه ها (۵)

پدرم نیست ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

پارت سوم: بازارِ کدهای معلقبازار بزرگ در سکوتی منجمد فرورفته...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p80محکم...اما نه اون‌قدر که درد بگیره.نی...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

با رفتن تهیونگ و سورا به اتاق، محیط آشپزخونه یکم خلوت‌تر شد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط