بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزن

بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد بـــــــزرگ شدم دیـــدم،
شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم و یــــاد گرفتــــم نــــه، آدمها هم نیــــشمیزننـــد هر چقـدر
صمیــــــمی تر، عزیزتر نیششـــان ســـــمی تــــر !
دیدگاه ها (۱)

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

با زندگی چه کردیم?

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

وقتی درسش بد بودو ..

bts

《 جوآهرِ مَن ؛ 》پارت سوم ؛( قراره امشب برم خوا...)+ خانوم فو...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

برده عمارت جئون

رمان عشق ممنوع

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: هشتمن که کلا توی شوک بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط