حقیقتا انگار بخشیده بودمش ننیتونستم بزارم دختر بچهای که اینطوری بهم عشق ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁴
.
.
حقیقتا ، انگار بخشیده بودمش ، ننیتونستم بزارم دختر بچه‌ای که اینطوری بهم عشق میورزه دل شکسته بشه . با صدای تو دماغیم تک خنده ای کردم
ملودی : منم که باید گریه کنم ، تو بغض میکنی؟
با این حرفم صدای گریه‌ش کل اتاق رو گرفت بلند گریه میکرد ، با زور هم که شده دستاش رو از دورم باز کردم و به سمتش برگشتم و دوباره بغلش کردم
ملودی : چیزی نیست.. تموم شد.. ممنونم که اونکارو برام انجام دادی
سرش رو از تو سینه‌م دراورد و کمی فاصله گرفت
داهی : نمیزارم هیچکس بهت آسیب بزنه ! دهن ایم رو صاف کردم ، مدیر هم گفت مینجی و کسایی که اون بازی رو راه انداختن اخراج میکنه
کمی طول کشید تا حرف هاش رو توی ذهنم مرور کنم
ملودی : بازی؟
سرش رو پایین انداخت و "اوهومی" زیر لب زمزمه کرد . پایین میزم روی زمین نشست ، به تقلید ازش کنارش نشستم و بهش زل زدم . درحالی که به کف زمین خیره بود ، با هر کلمه‌ای که میگفت قلنج یکی از ناخوناش رو میگرفت
داهی : اون شبی که گفتم دارم با همکلاسی ها میرم بیرون ، رفتیم یه کارائوکه ، فقط بچه های کلاس ما نبودن ، بقیه بچه ها از کلاسای دیگه که هم سن ما بودن هم اونجا بودن . یکم که باهم گفت و گو کردیم یکی از اکیپ ها پیشنهاد یه بازی داد ، اینطوری بود که باید یه حقیقت رو میپرسیدن و اگر نمیخواستی جواب بدی یه جرعت بهت میدادن .
کمی سکوت کرد ، سرش رو به سمتم برگردوند و تند تند گفت
داهی : حق نداری راجع به حرفایی که میزنم قضاوتم کنی!
با لبخند کوچیکی سری براش تکون دادم و منتظر موندم تا ادامه‌ش رو بگه . دوباره به زمین خیره شد
داهی : به مینجی که رسید ازش پرسیدن که با هیچکدوم از معلم ها تاحالا خوابیده یا نه ، مینجی هم جرعت رو انتخاب کرد . اونا هم بعد از کلی مسخره بازی گفتن چون تو نیومدی باید برات جبران کنن ، به مینجی جرعت دادن که با شماره تو برای آقای ایم پیام های تحریک کننده و یه عکس نود فیک بفرسته..
یکم مکث کرد و بعد سریع به سمتم برگشت
داهی : به خدا باور نمیکردم همچین کار احمقانه‌ای انجام بده وگرنه زودتر جلوشو میگرفتم
لبخند زدم
ملودی : چجوری ثابت کردی کار من نبوده؟
داهی : همونجا که اسمت رو گفتن فهمیدم میخوان دردسر درست کنن شروع کردم به یواشکی فیلم گرفتن . اون روزم که گوشیت به فنا رفت قبل از اینکه بیای کلاس مینجی قاب و اینا رو جدا کرد و دوباره گذاشت توی گوشیت من اونجاهم فیلم گرفتم . همه اینا هم جلوی مدیر و اقای ایم نشون دادم بعدشم از مدیر اجازه گرفتم بیام پیش تو اونم اجازه داد
لبخندی به گرمی و مهربونی دختربچه مقابلم زدم
ملودی : کیو بوسیده بودی که نمیخواستی اعتراف کنی؟
با این حرفم چشماش تا اخر باز شد و لپاش گل انداخت
داهی : من؟ من بوسیدم؟
ملودی : اون روز داشتی میگفتی به همه میگی که بوسیدیش
سرش رو پایین انداخت
داهی : خب..
ملودی : راستش رو بگو
به چشمام نگاه کرد ، کمی صبر کرد و بعد چشماش رو بست و تند تند و یه نفس حرفش رو گفت
داهی : من سئو رو قبل تصادف خواهرم و برادرش بوسیدم و اون بعد از تصادف دیگه بهم پیام و جواب نداد و منم باهاش کات کردم و بعدش دیگه نتونستم باهاش ارتباط بگیرم و یه بار دیدم که یه دختر داره بغلش میکنه بعد از اون هروقت میدیدمش فکر میکردم خیانت کرده گریه‌م میگرفت
نفسش رو آزاد کرد و چند بار پشت هم نفس عمیق کشید .
ملودی : تو که اولین بار یه چیز دیگه بهم گفتی
داهی : ببخشید
دست نوازشی روی سرش کشیدم . به چشمام زل زده بود و با تمام معصومیتش بهم نگاه میکرد
داهی : بابت همه چیز ببخشید
اوهومی گفتم که ادامه داد
داهی : بابت پریشب هم ببخشید
بغض کردم ، حتی یادآوری اون حروم زاده باعث میشد اشک تو چشمام جمع بشه
ملودی : بخشیدمت ، دیگه لازم نیست یادآوری کنی
ناراحت سری تکون داد . با اینکه برام سخت بود ، اما سعی کردم ازش بپرسم
ملودی : تو.. چرا راجع به گذشتم میدونستی؟
انگار انتظار این سوال رو نداشت ، کمی من من کرد و بعد گفت
داهی : حقیقتش وقتی بیشتر آشنا شدیم.. و بیشتر میفهمیدم که چقدر شبیه خواهرم هستی ، راجع بت خیلی کنجکاو شدم.. و خب...
ملودی : متوجه شدم
کمی سکوت بینمون برقرار شد . سرم رو روی شونه داهی گذاشتم و اون هم سرس رو روی سرم گذاشت
داهی : ببخشید که راجع به پول باهات حرف زدم.. میدونم از اینکار بدت میاد..
کمی مکث کرد
داهی : اون ها بهم گفتن که کی رو تاحالا بوسیدم من هم نخواستم جواب بدم.. بعدش بم جرعت دادن اگر نمره ریاضیم بیست نشه باید دوباره اون پسریو که بوسیدم توی جمع ببوسم.. من واقعا نمیخواستم سمت سئو برم
دیدگاه ها (۵)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴³..عصبانی به سمت آقای جئون برگش...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴²..اخمی کردم خواستم حرف بزنم که...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ²⁶..< an hors later >با صدای آلا...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁶..نتونستم خنده‌مو کنترل کنم ، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط