ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی ست

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی ست
در کـــنار توأم و بوس و بغل هر دو یـــکی ســت

بــا نــگاه تو اگــــر جــــان جـــهان باختنی سـت
زیــر تـــیغ نـــگهت صلح و جدل هر دو یکی ست

مـا کــــه آواره تــــر از بـــرگ خزانیم چــه بــاک
دوری از زلزله یــا روی گسل هر دو یکی ست

فـتنه هــــا در اَتُـــم روســری ات خـیمه زده
جنگ ما با اتم و جنگ جَمَل هر دو یکی ست

شعر تصویر عجیبی ســت که در هـر ورقـش
اشک آن مرثیه با رقص غزل هر دو یکی ست

دل کـه آواره ی آن زلــف مـنافـق شـــده است
دست شمشیر تو با دست اجل هر دویکی ست..❤️

࿐🌼🍃🦋.. 💚❤️💚 ..🦋🍃🌼࿐
دیدگاه ها (۰)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی‌ستدر کنار توأم و بوس ...

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی‌ستدر کنار توأم و بوس ...

دل که آواره ی آن زلـف منافـق شــده است دست شمشیر توبا دست اج...

یا حبیب الباکینچند بیت همدلی با جوادالائمه (ع)دم به دم تا هم...

شاید کمی طولانی باشد ولی خیلی زیباست.یا علیاشک می‌بارید از چ...

💠 مرثیه سقا ▫️ شریعه فرات را عده‌ای از تیراندازان محافظت می‌...

یکی از شیعیان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام می گوید:« روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط