سی سالگی به بعد که عاشق شوی

سی سالگی به بعد که عاشق شوی
دیگر اسمش را نمی نویسی
کف دستت
ودورش قلب بکشی
یا عکسش را بگذاری لای کتاب درسی ات
وهی نگاهش کنی
سی سالگی به بعد که عاشق شوی
یک عصر جمعه ی زمستانی
یک لیوان چای می ریزی
می نشینی پشت پنجره
و تمام شهر را -
در بارانی که نمی بارد
با خیالش قدم می زنی !
دیدگاه ها (۲)

تو شعرهایم را، می خوانیو من شاعری هستم، که جانماز احساست را،...

مهرخوبان را همیشه میتوان دریاد داشتمیتوان درسینه ی خودکلبه ا...

یک نفر پیدا شده این دفترم را میخرداشک و آهم را ببین یک لحظه ...

روز زن مبارک !!!!! مرد ایرانی! "کمی برادرم باش"......

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

تک پارتی با وایب اکانتاتونhttps://wisgoon.com/star_dinoهارین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط