معنای دلتنگی را نمی دانم...

معنای دلتنگی را نمی دانم...
مگر همان نیست که کسی ارزوهایش را زیر بغل بگذارد و کناری بنشیند...
و منتظر روز مبادا باشد..??
مگر ان نیست که بی بهانه ً دلت هوای گریه کند و خیال بند امدن هم نداشته باشد...؟
من مدتهاست اینگونه ام ..
اگر این دلتنگی نیست پس چرا نفسم گرفته!!!!..
شاید هوای نفس کشیدنم نیست.....
دیدگاه ها (۳)

همخونه اجباری.. پارت 108."ویو پارک دوین"سه‌تایی روی مبل نشست...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

سناریو واکاسا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط