فانوس های ده میدانند بیهوده روشن هستند و سگهای ده باخبرند

فانوس های ده میدانند بیهوده روشن هستند و سگهای ده باخبرند که بیداری بی فایده است
وقتی در روشنی روز،دزدهابه مهمانی کدخدای ده میروند
دیدگاه ها (۱)

آدمها دودسته اند:یاغرورشونو زیر پاشون میذارن وبا انسانهازندگ...

اگر یه نفر بهمون خیانت کنه ازش متنفر میشیماما....اگه یه نفر ...

kaka va khunevade

Ronaldo

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

بعضی آمدن‌ها،فقط ورقِ تقویم را عوض نمی‌کنند؛حالِ جهان را عوض...

براتون یه قلب بخشنده ، خالی از کینه و پر از عشق یه دل بزرگ ،...

پارت اول (ROSE) پارچه ی لغزان لباس میسو، در میان جمعیت از ای...

اسم:عشق مافیا شخصیت اصلی :جونگکوک-ات شخصیت های فرعی: پدر ات ...

پادشاهی شب''مجازات روز''رستگاری سپیده دمشهر ها داستان های زی...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط