در دل هزارها راز است

در دل هزارها راز است
و برلبان سکوت تلخ.
و چشم ها تنها شاهدانی هستند
که می دانند و می بینند
و
از حصار سکوت می ترسند.
می ترسند.
حصاری که عشق را به زنجیر می کشد.

حصاری که با خود فاصله ها می آورد.

شاعر: اشرف السادات سادات
دیدگاه ها (۲)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.در آن نگاهِ پرسشگرِ اولی...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

وقتی لب تو خنده زد

فصل دومپارت بیست و چهارم | راز ایزابلاصبح روز بعد...جنگکوک ا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿••عشق مثلِ بادِ صحرا، چشمِ دل را کور ...

📖 طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت نوزدهم: اعتراف در غبارِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط