پارت

پارت ۲۰

.......
صبح ساعت ۱۰
ات ویو
صبح با دل درد وحشتناکی بیدار شدم هق احساس پر بودن میکردم فهمیدم هنوز نکشیده بیرون ازم
+تهیونگ هق
+تهیونگ تروخدا بلند شو تهیونگ
گفتن شاید بتونم خودم دربیارن از توم اولین تکونی که خوردم انگار بیدار شده باشه منو سفت داباره بقا مرد که یه ضرب واردم شد داباره 🗿که دیگه اشکم در اومد
-کی بهت اجازه داد؟
+دربیار هق درد دارم
-نمیخوام تو دیگه مال منی پس خودم اختیار اینو دارم
+لطفا
-راستی دیشب به اون زنه گفتم قبول کرد دیگه نیازم نیس بری پیشش
+چرا بهم نگفتی دیشب هق اصلا چرا منو به فاک دادی 😭
-خب دیگه یه تنبیه خوبم شد
+هق عموم چی
-بهش کلی پول و خونه و ماشین دادم گورشو گم کرد
+ممنون هق
-حالا باهام ازدواج میکنی؟
+اول اون بی صاحابو در ببار از توم
-نو اول جوابم و بگو بعد
+تهیونگ لطفا
-اوکی اوکی
....
+اییییی دلم خدا بگم چیکارت کنه
-😂مث پنگوعن راه میری
+نخند
-😂🤣
+تهیونگا نخند دیگه
-اوکی اوکی


*خب دیگه صحیح وسالم زندگیشون و کردن پچه دارم شدم اونم دو قلو *

÷بابالی جیسو اذیت موکونه منلو
×من کل تلو اذیلت کردم
-وای بچه ها مخم رفت برین بخوابید دیگه
×÷جیغغغغغغغغغغغغغ
-یا خدا گوه خوردم وایسین تا مامان بیاد
÷مامان کجاست؟
-بخدا نمیدونم مثلا رفته خرید با دوستاش هنوز نیومده
😭
دیدگاه ها (۲۱)

نمیخوامش! پارت ❶ ات ویو🧸همیشه اون چیزی که نمیخوای اتفاق میاف...

پارت ❷ات ویو مثل روز های دیگه باز هم تو اتاقم بودم ولی این س...

پارت ۱۹*همه مردم دورشون جمع شده بودن و فقط داشتن تماشا میکرد...

پارت ۱۸ ات ویو رفتیم و تهیونگ حساب کرد بعدش رفتیم اره دیگه ر...

من میخوامت دختر عمو پارت ۲بابا بزرگ:خب جیا تصمیمت رو گرفتیجی...

Plan Aتیلور: دیگه تصمیم گرفتیم بخوابیم خوابیدیم.و صبح بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط