ﭼـﺸـﻤـﻬـﺎ ﺭﺍ بستم ...

ﭼـﺸـﻤـﻬـﺎ ﺭﺍ بستم ...
و باز،باز کردم
این صبح ﺟـﻮﺭ ﺩﯾـﮕـﺮ ﺩﯾـﺪﻡ ...
ﺑـﺎﺯ ﻫـﻢ ﻓـﺮﻗـﯽ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ ...
ﺗـــــﻮ ﻫـﻤـﺎﻥ عزیز،عزیزی
سلام عزیزم.صبحت بخیر
دیدگاه ها (۲)

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

پارت پایانی

👑The dance of fractured harmonies🦋Part⁵صبح با صدای میرا چشما...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی. پارت³ویو ات:صبح...

چند پارتی

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط