می خواستم همه‌ کارهایم را بکنم

می خواستم همه‌ کارهایم را بکنم
و سرِ فرصت به دنبال او بروم.
می‌خواستم اول
دنیا را عوض کنم،
کتاب‌ هایم را بنویسم،
اسم و رَسم به هم بزنم،
برنده شوم ،
و بعد با دست های پُر به دنبالش بروم.
خبر نداشتم که

" عشق منتظر آدم‌ها نمی‌ماند"
و خط بطلان می‌کشد روی آنها
که حسابگر و ترسو و جاه‌ طلب اند!

#داریوش_مهرجویی
دیدگاه ها (۱)

کمی رعایت نکن!کمی بی ادب،کمی جسور،ناگهان تر از ناگهان؛نیمه ش...

برایِ هرکس که دست در دستاز کنارت گذر می کندآرزویِ - تا به هم...

اصلاً زنها را نمی شود به امان خدا رها کرد...هرچقدر هم که بگو...

خاطره ها هیچ وقت پاک نمی شوندشاید کم رنگ بشونداما پاک نمی شو...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

فیک خیانت پنهان

هم اتاقی قدیمی -پارت-۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط