Paranoia
قبل از اینکه پارت اول رو شروع کنم باید بگم بعد از اینکه بیو کاراکتر ها رو اد کردم گوشیم به کل ریست شد و ی کم طول کشید در واقع خیلی طول کشید خیلی بابت این موضوع معذرت میخوام
------------------------------------------------------------------------------------
Pt1
از دید هوسوک:
خیلی عجله داشتم زیر لب زمزمه میکردم لعنتی ....لعنتی دیرم شد
سریع لباسمو پوشیدم تست فرانسوی مو تو دو لقمه خوردم سوار ماشین شدم و به سمت آفیس حرکت کردم
به آفیس که رسیدم یکی از سر باز ها بهم احترام نظامی گذاشت بهم سلام کرد و بهش گفتم بی زحمت برام قهوه بیاره منم به سمت دفترم رفتم ی پرونده سنگین بهم دادن
مافیای لعنتی اون مافیای لعنتی ذهنم رو خیلی درگیر کرده
تنها چیزی که فهمیدیم اسم رئیسشون که مین یونگی که با اسم آگوست دی معروفه خودمم طرفدار آهنگهاش بودم
ولی وقتی فهمیدم خیلی رفت رو مخم
سرباز قهوه رو برام آورد و منم چند بار صدا کرد
؟: قربان قربان... سرجوخه جانگ
هوسوک: چیه
؟: قهوه تون رو آوردم
هوسوک:ممنون
ی کم پرونده رو برسی کردم و محل زندگی اون آگوست دی لعنتی رو چک کردم توی سئول توی منطقه گانگنام زندگی میکنه
میخوام از طریقی وارد عمل بشم که فکرشو هم نکنه
به رئیس گفتم: قربان ی پلیس معمولی رو بفرستید خونه آگوست دی و اون رو به عنوان مضمون قاتل دستگیر کنید
عکس مقتول رو بهتون میدم شما مامور رو جور کنید فقط
π: جانگ چی میکس تو الکی نمیشه ی آیدل و رپر جهانی رو دستگیر کنیم
هوسوک: قربان خودتون میدونید اون رئیس مافیا ست
π: میدونم ولی ....
هوسوک: قربان شما اینکار کنید تا من عکس مقتول رو براتون بیارم از دفترم
π: باشه
رفتم سمت دفترم و عکس اون دختری که بعد از کنسرت آگوست دی توسط خود مین یونگی کشته شد اونم به طور مخفیانه احتمالا در حال رفتن به خونه بوده یونگی لباس مافیاییش رو پوشیده ماسک زده و اونو کشته البته این راه خیلی ابتدایی هه ولی چیزی که من حدس میزنم به خاطر کمبود وقت بوده چون آگوست دی معمولا بعد از کنسرت فن سایت برگزار میکنه
------------------------------------------------------------------------------------
Pt1
از دید هوسوک:
خیلی عجله داشتم زیر لب زمزمه میکردم لعنتی ....لعنتی دیرم شد
سریع لباسمو پوشیدم تست فرانسوی مو تو دو لقمه خوردم سوار ماشین شدم و به سمت آفیس حرکت کردم
به آفیس که رسیدم یکی از سر باز ها بهم احترام نظامی گذاشت بهم سلام کرد و بهش گفتم بی زحمت برام قهوه بیاره منم به سمت دفترم رفتم ی پرونده سنگین بهم دادن
مافیای لعنتی اون مافیای لعنتی ذهنم رو خیلی درگیر کرده
تنها چیزی که فهمیدیم اسم رئیسشون که مین یونگی که با اسم آگوست دی معروفه خودمم طرفدار آهنگهاش بودم
ولی وقتی فهمیدم خیلی رفت رو مخم
سرباز قهوه رو برام آورد و منم چند بار صدا کرد
؟: قربان قربان... سرجوخه جانگ
هوسوک: چیه
؟: قهوه تون رو آوردم
هوسوک:ممنون
ی کم پرونده رو برسی کردم و محل زندگی اون آگوست دی لعنتی رو چک کردم توی سئول توی منطقه گانگنام زندگی میکنه
میخوام از طریقی وارد عمل بشم که فکرشو هم نکنه
به رئیس گفتم: قربان ی پلیس معمولی رو بفرستید خونه آگوست دی و اون رو به عنوان مضمون قاتل دستگیر کنید
عکس مقتول رو بهتون میدم شما مامور رو جور کنید فقط
π: جانگ چی میکس تو الکی نمیشه ی آیدل و رپر جهانی رو دستگیر کنیم
هوسوک: قربان خودتون میدونید اون رئیس مافیا ست
π: میدونم ولی ....
هوسوک: قربان شما اینکار کنید تا من عکس مقتول رو براتون بیارم از دفترم
π: باشه
رفتم سمت دفترم و عکس اون دختری که بعد از کنسرت آگوست دی توسط خود مین یونگی کشته شد اونم به طور مخفیانه احتمالا در حال رفتن به خونه بوده یونگی لباس مافیاییش رو پوشیده ماسک زده و اونو کشته البته این راه خیلی ابتدایی هه ولی چیزی که من حدس میزنم به خاطر کمبود وقت بوده چون آگوست دی معمولا بعد از کنسرت فن سایت برگزار میکنه
- ۲.۳k
- ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط