گربه‌های ولگرد

گربه‌های ولگرد

پ ۱:۱

بیوگرافی: خب چون می‌خوام همه چیز هیجان‌انگیز باشه و در موردش قبلش چیزی نفهمید زیاد توضیح نمی‌دم! (یا بهتره بگم زیاد در بیوگرافی خوب نیستم )

فقط دو تا چیز:

الف) اینجا چویا دختره(چون برای هاتای بودنش لازم میشع)😃

ب) من از وقتی که دازای هنوز توی مافیا بود شروع می‌کنم! (البته بعد از اینکه دازای چویا رو آورد مافیا)

از زبان چویا:

خب یک ماه هست که دارم توی مافیا کار می‌کنم، دیگه با جو اینجا کنار اومدم ولی خب هنوز با این دازای عوضی نه!😒

واقعاً حالم ازش بهم می‌خوره…😠

هرچقدر وقت که جدی میشه خیلی خفن و جذاب میشه ولی خب …😏

وای اصلاً دارم با خودم چی میگم بیخیال!😳

از زبان نویسنده:

همین فکر ها را که میکرد که می‌کرد آرام آرام به در خروج نزدیک می‌شد.

دیگه تقریباً غروب شده بود و نسیم خنکی لای موهای نارنجی رنگش می‌ پیچید…

از چشمانش پیدا بود که واقعاً خسته است و خوابش می‌آید…

از کوچه و خیابان های ساکت رد میشد و فقط صدای هو هوی باد و خش خش برگان زیر پایش می آمد.

ویو دازای :

داشتم میرفتم خانه، واقعا خسته بودم!

امروز موری تا میتوانست از من و چویا کار کشید!

دلم میخواد برم روی تختم لم بدم

وقت نشد زیاد به چویا کرم بریزم ، حیف شد

خب راستش وقتی عصبی میشه واقعا جذابه

اینقدر خستم حال خودکشی رو هم ندارم!

باشه امروز را بیخیالش میشم


از روی بیکاری اینو نوشتم دادم چت جی پی تی برام تایپ کنه هی تنبلی است دگر😅
چطور شده ؟
میخواستم بیشتر بدم ولی دیگه تایپ نمی‌کرد...
شاید عکس رو هم بعدا عوض کردم ...
اگه لایک به ۲۰ رسید(این بار کم حساب کردم) ادامش میدم😊
دیدگاه ها (۴)

جمله اش...

بنده دوباره ۲ نصف شب هنوز بیدارم

سال های ماندن ( فلش بک چند ساله )ویو چویاحدود پنج سالی بود ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط