گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم

گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
باز گویم که عیان است
چه ححاجت به بیانم
دیدگاه ها (۱)

♦️میلادت مبارک آقای زِ دیده پنهان و در دل عیانخدایا خدایا...

حالم گرفته از این دنیایی که آدماشهمچون هوایش ناپایدارند... گ...

باز بـاران آمد از هوا یا ز دو چشم خیسم؟ نیک بنگر ! چه تفاوت ...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

ای عشق! ای عمیق‌ترین احتیاج‌هادرمان دردها و خود از بی علاج‌ه...

بشنو ناله و افغان مراسر گذشت شب هجران مرا ای کوهی کو ز جانان...

.باز آمدی ای آشناتا من ز شادی پر بگیرم آن شور و حال رفته را ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

آه ز از این پس با ساز هرکس می کنمرقص جنونکه از مستی رفته رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط