دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود

دخترک جیغ کشید دخترک هرزه نبود
عشق آبستن شد و دگر پرده نبود
پسر اما مغرور:این منم مرد زمین
تو خودت خواسته ای عشق یعنی همین
دخترک مادر شد و پسر حاشا کرد
دخترک هیچ نگفت نگهی بالا کرد
و سپرد دست خدا بعد از این زندگی اش
دخترک آه کشید آه از سادگی اش

پسر از او گذشت رفت از آن شهر و دیار
دخترک تنها ماند شهر بی یاور و یار
زاده شد فرزندش نام او شد زیبا
بی نهایت معصوم بی نهایت زیبا

بی کس و بی همراه با تمام سختی
ساخت دنیای خویش پر شد از خوشبختی
دخترش رعنا شد پاک و بی آلایش
هدیه ی خوب خدا یک بغل آرامش
چند سالی گذشت آن پسر بابا شد
صاحب دختری تخس و بی پروا شد
از وجود دختر کل شهر ارضا شد
باز هم عدل خدا با سند امضا شد

پسر قصه ی ما فهمید خیلی زود
علت بدبختی و غم او چه بود
یادش آمد آن روز آه آن دختر پاک
که زمین گرد است و چرخش این افلاک....!!!!
آره داش من زمین گرده دست طبیعت بدجووووور آدمو میزنه....تقدیم ب تمام دختران پاک سرزمینم..♡♥♡
دیدگاه ها (۸۸)

REGRET✨PART: 15ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

( last minute )

چند پارتی پارت ۳ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیبعد از رفتن آن پس...

باز این احمق حرف زد ♨️ پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتی...

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

🎥 پزشکیان: 🔹چیزی که در تفاهم‌نامه نوشتیم و امضا کردیم به نظر...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط