به پرواز

به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود...
#شاملو
#deep_feeling
دیدگاه ها (۱)

روزی ما دوباره کبوترهایمان راپرواز خواهیم دادو مهربانیدست زی...

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شودو انسان با نخستین درددر من ز...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

گرگ شنگول را خورده استگرگمنگول را تکه تکه کرده استبلند شو پس...

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

ازکنارِهم گذشتیم؛چهره‌ات رافراموشکردهبودم...تو را؛از زخم‌های...

روزی من بال هایی داشتم بسی زیبا پرواز میکردم تا ناکجا آبادمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط