از دست تو دلگیرم و از دست تو بیزار
از دست تو دلگـیرم و از دست تو بیـزار
ای یـار قسم خـورده و ای عشق دل آزار
دلتنــگ نبـودی که بــدانی چـه کشیــدم
شبها که تو خوابی و من از فکر تو بیدار
از عشـق بـرای مـن دیــوانه چـه مـانـده
یـک آدم دلــخستـه و افــسرده و بیمــار
گهگـاه به خود گویم از این فلسفه عشق
از این همـه نزدیکـی و این دوری دشـوار
بـردی و ربـودی ز مـن ای عشق حـلالـت
لطفـی بکن و نزد خـودت خوب نگـه دار
ای یـار قسم خـورده و ای عشق دل آزار
دلتنــگ نبـودی که بــدانی چـه کشیــدم
شبها که تو خوابی و من از فکر تو بیدار
از عشـق بـرای مـن دیــوانه چـه مـانـده
یـک آدم دلــخستـه و افــسرده و بیمــار
گهگـاه به خود گویم از این فلسفه عشق
از این همـه نزدیکـی و این دوری دشـوار
بـردی و ربـودی ز مـن ای عشق حـلالـت
لطفـی بکن و نزد خـودت خوب نگـه دار
- ۵۳۲
- ۱۸ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط