ـ روزی،‌ تمام روستایی ها تصمیم گرفتند، تا برای بارش باران

ـ روزی،‌ تمام روستایی ها تصمیم گرفتند، تا برای بارش باران دعا کنند، در روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند،تنها یک پسر بچه با خود چتری داشت.
«این یعنی ایمان»
دیدگاه ها (۱۰)

🔴 وقتی شاه داشت برای خودش و خانواده‌اش #کلکسیون ماشین‌های سل...

ᴘᴀʀᴛ ۷ | دوباره اومدی؟دو روز بعد...آرا طبق معمول داشت باغچه ...

فیک : بین راندها

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

رها💔 ویک روز من خفته در تابوت سردو تاریک بر دوش کسانی که شای...

فیک : بین راندها

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط