من آدم خوبی نیستم. این یک جمله ی ساده است اما انگار یک دن

من آدم خوبی نیستم. این یک جمله ی ساده است اما انگار یک دنیا حرف دارد. انگار گاهی واژه های ساده و جمله های کوتاه، مفهومی می شوند از این. آخر گاهی باید دست اتفاق را گرفت تا نیفتد. اما نمی شود. و تو می مانی و اندوه هزاران شاید و اما و اگری که نباید اتفاق بیفتد. می مانی میان کاش ها و تپش ها.

گاهی چشم ها را باید بست. قلب ها را مهر و موم کرد و برای رویا ها از دور دست تکان داد و روانه شان کرد سمت باد. چه کنیم که دور است تصویر. دورتر از حس تو و من. و این حمله هایی که نیمه شبی راه را بر خواب من بسته اند و جورشان را این دست ها و قلم و کاغذ می کشند.

بعضی چیز ها باید در طاقچه بماند. میان هیاهوی خانه. فقط طاقچه جای امنی است. دلم را قاب می کنم. قابی از عکس حرف هایی که ناگفتنی اند و می گذارم روی طاقچه تا شاید هر از چند گاهی غبار از تصویرش پاک کنم و خاکستر احساسی را فوت کنم که زیرش همیشه داغ می ماند. مانند داغی که بر دلم می نشانم تا نقره داغ روزگار نشوم. من طلایی بودم که این روزها مس شده ام. اما که می داند طلا خریدار بیشتری دارد یا مس؟ من آدم خوبی نیستم اما خدا را شکر هنوز در بازار لطف الهی جایی دارم...
دیدگاه ها (۱)

اما چیزی که همیشه توی من ثابته،اینه که هر کاری می‌کنم،هر حسی...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

این پست را تقدیم می‌کنم به رفیق‌هایی که از پشتِ همین فاصله‌ه...

«دوستان عزیزم،نوشتن این متن برای من اصلاً ساده نیست. انگار م...

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

بعضی رفتن‌ها فقط یک نفر را از زندگی‌مان کم نمی‌کنند؛انگار تم...

خیلی‌ها دعوای خیابانی را شوخی یا نمایش قدرت می‌دانند، اما وا...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط