يه روز يه خانمى ميره پيش كمدساز ميگه :

يه روز يه خانمى ميره پيش كمدساز ميگه :
آقا وقتى اتوبوس رد ميشه كمد ديوارمون تو طبقه چهارم ميلرزه ،
كمدساز درست ميكنه ،
چند روز بعد خانمه بازم ميره سراغ كمدسازه و همين ماجرا تكرار ميشه ،
خلاصه ديگه دفعه آخر نجاره قاطى ميكنه ميره تو كمد ميشيمه تا اتوبوس رد شه ،
از شانس گند يارو شوهر زنه مياد خونه ميره دم كمد ، نجاره رو ميبينه ، بهش ميگه :
اينجا چه غلطى ميكنى؟!!!!
نجاره ميگه :
ناممممممووووسسسسسسسسسن بگم اينجا نشستم منتظر اتوبوسم. باور ميكنى؟!!!!!
دیدگاه ها (۲)

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

چند پارتی درخواستی

عشق اول

پارت ۱یوری :ای خدا فقط یه استراحت به من بده برای چی باید به ...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

مشخصات

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.3ته مین:خب وقتی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط