غروب را می شکافم
غروب را می شکافم
تنگ است بر تنم ...
و روز
دامن کوتاهی ست که به زانو نمیرسد
پاسبان سوت میکشد در عریانی ممنوع ام
و من نشانی تو را
در فاصله ی بی قواره ی شب و روز
پیدا نمیکنم.
تنگ است بر تنم ...
و روز
دامن کوتاهی ست که به زانو نمیرسد
پاسبان سوت میکشد در عریانی ممنوع ام
و من نشانی تو را
در فاصله ی بی قواره ی شب و روز
پیدا نمیکنم.
- ۵۴۰
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط