آنها که صابون عشق

آنها که صابون عشق
به تن تنهایی شان خورده است
می دانند که
دیوار ها کلید ندارند،
مادر زاد، بسته به دنیا می آیند که
در قامت وسیله ای دورت را بگیرند تا
تنهایی هایت را توجیه کنی . .
می دانی.. دیوار
تنهایی را جدی تر می کند
آنقدر جدی که خودت هم باور می کنی
این چهار دیواری
گور دسته جمعی خاطراتت شده است..
آنقدر در خودت
نکیر و منکر می پرسی تا
ایمان بیاوری به گناه عشق است که
در برزخ بی کسی ات.. منزوی شده ای..
دیدگاه ها (۱۱)

بزرگترین اشتباه زندگی ام ؛آنجا بود که فکر کردم اگر کاری با ب...

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

پارت 48ات هنوز کنار کای ایستاده بود.+=مامان... برای من چی می...

سناریو: ماه سرخ

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

وقتی کاراکترهای «جوجوتسو کایسن» روتون کراش دارن ولی هنوز اعت...

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط