(*_*)teodan and leyca(*_*)
(*_*)teodan and leyca(*_*)
*3*
سیلا:خیلی عصبی شدی آخه عزیزم
لیا:معلومه چون همه رو شبیه خودت میبینی
سیلا:با من درست حرف بزن
لیا:در اصل تو با من درست حرف بزن
سیلا:به یه دختر پولدار که کسی حتی یه زره هم بهش اهمیت بده
تئومان:سیلاا
لیا یکی زد تو گوش سیلا
لیا:دفعه آخرت باشه با من اینجوری صحبت میکنی در زمن تو کی باشی بهت حسودی کنم
در گوشش
لیا:من مثل تو ابرو نمیبرم بهت حسودی کنم به کسی که حتی مادرشم به زور تحملش میکنه و خودشو چسبونده به تئومان😏
سیلا:من ترو
مدیر:بسه چه خبر
لیا:ببخشید آقای مدیر مشکلی نیست حل شد
سیلا:آقای مدیر من از این دختر شکایت دارم محکم میزنه سلیی میزنه
مدیر:لیا راست میگه
لیا:بله آقا ولی اینم اضافه کنیم که به خانوادم توهين کرده و من برای محافظت از خانوادم
مدیر:باشه تموم شد دیگه دعوا نکنید
لیا:چشم
تئومان:سیلا بسه دیگه
سیلا:اون بس کنه
لیا:من میرم
تئومان:لیا بخیال
لیا:مشکلی نیست برای بوی آشغال ها نمیرم میرم یکم بگردم
لیا رفت
سیلا:این الان آشغال با من بود
تئومان:خبری ندارم
باریش:خفن نیست؟
آراس:دعوا
دنیز:داره لیا رو میگه بنظر من هست
آراس:نظری ندارم
سر کلاس
تق تق
مدیر:وقت بخیر ببخشید استاد مزاحم کلاستون شدم یکم حرف بزنم میام
استاد لطفی:نه این چه حرفیه بفرمایید
مدیر: بچه ها میدونید که این مدرسه اینجوری که هر کلاس به دو تا گروه تقسیم میکنه و این گروه تا پایان سال ادامه داره درس خوندن پروژ و غیر رو توی اون انجام میدیم و الان میخوام براتون دوتا گروه این کلاس مشخص کنم
گروه اول تئومان و گروه دوم آراس سرگروه هستید و هم گروی ها
گروه ۱
تئومان
سیلا
دنیز
توانا
یاعیز
سرکان
گروه ۲
آراس
لیا
لیلا
امید
باریش
ساره
و اولین پروژه مال گروه آراس هست که باید گروهتون عالی کار کنه برای جشنواره تمام مدریرت با شما
آراس:چشم استاد
مدیر:بی بلا
نیم ساعت بعد زنگ خورد
پایان این پارت 😎🖤
لایک و کامنت یادتون نره ❤💬
#نویسنده خودم
*3*
سیلا:خیلی عصبی شدی آخه عزیزم
لیا:معلومه چون همه رو شبیه خودت میبینی
سیلا:با من درست حرف بزن
لیا:در اصل تو با من درست حرف بزن
سیلا:به یه دختر پولدار که کسی حتی یه زره هم بهش اهمیت بده
تئومان:سیلاا
لیا یکی زد تو گوش سیلا
لیا:دفعه آخرت باشه با من اینجوری صحبت میکنی در زمن تو کی باشی بهت حسودی کنم
در گوشش
لیا:من مثل تو ابرو نمیبرم بهت حسودی کنم به کسی که حتی مادرشم به زور تحملش میکنه و خودشو چسبونده به تئومان😏
سیلا:من ترو
مدیر:بسه چه خبر
لیا:ببخشید آقای مدیر مشکلی نیست حل شد
سیلا:آقای مدیر من از این دختر شکایت دارم محکم میزنه سلیی میزنه
مدیر:لیا راست میگه
لیا:بله آقا ولی اینم اضافه کنیم که به خانوادم توهين کرده و من برای محافظت از خانوادم
مدیر:باشه تموم شد دیگه دعوا نکنید
لیا:چشم
تئومان:سیلا بسه دیگه
سیلا:اون بس کنه
لیا:من میرم
تئومان:لیا بخیال
لیا:مشکلی نیست برای بوی آشغال ها نمیرم میرم یکم بگردم
لیا رفت
سیلا:این الان آشغال با من بود
تئومان:خبری ندارم
باریش:خفن نیست؟
آراس:دعوا
دنیز:داره لیا رو میگه بنظر من هست
آراس:نظری ندارم
سر کلاس
تق تق
مدیر:وقت بخیر ببخشید استاد مزاحم کلاستون شدم یکم حرف بزنم میام
استاد لطفی:نه این چه حرفیه بفرمایید
مدیر: بچه ها میدونید که این مدرسه اینجوری که هر کلاس به دو تا گروه تقسیم میکنه و این گروه تا پایان سال ادامه داره درس خوندن پروژ و غیر رو توی اون انجام میدیم و الان میخوام براتون دوتا گروه این کلاس مشخص کنم
گروه اول تئومان و گروه دوم آراس سرگروه هستید و هم گروی ها
گروه ۱
تئومان
سیلا
دنیز
توانا
یاعیز
سرکان
گروه ۲
آراس
لیا
لیلا
امید
باریش
ساره
و اولین پروژه مال گروه آراس هست که باید گروهتون عالی کار کنه برای جشنواره تمام مدریرت با شما
آراس:چشم استاد
مدیر:بی بلا
نیم ساعت بعد زنگ خورد
پایان این پارت 😎🖤
لایک و کامنت یادتون نره ❤💬
#نویسنده خودم
- ۱۱۵
- ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط