.

.

روی کاغذ نوشتم : دست هـــای تو …

و روی آن دست کشیدم !

روی کاغذ نوشتم : شانـــه های تو …

و سر بر شانه ات گذاشتم !

روی کاغذ نوشتم : چشــــم های تو …

و یک دل سیر تماشایشان کردم !

هر صبح …

با مشتـــی کاغذ در آغوشم …

از خواب ِ تـــو بیدار شدم !

و اینک

روی همــــان کاغذ قـــدیمی 

می نویسم :
دیدگاه ها (۳)

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

منو ببخش پارت ۳

فیک تهیونگ مافیایی

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

ویو ات ات(.)ته(!). با صدای نفس های سنگین ته بیدار شدم نگاهش...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

🎀🩷 پارت ۲۳ — ویو تهیونگ 🩷🎀از خواب که بیدار شدم، سرم به‌شدت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط